از دو سال پیش که شروع به وبلاگ نویسی کردم ، خیلی چیزها از خیلی
دوستهای خوب یاد گرفتم و حتی خیلی دوستهای خوب و دوست داشتنی
پیدا کردم . که همیشه در یاد من خواهند بود و یادشان موجب آرامش من خواهد
شد.
راستش به قول یکی از بچه داشتم تازه خودمو می گرفتم واسه همین اصلا دلم
نمی اومد برم ، ولی چه میشه کرد . مجبورم و باید بروم .و دلیل آن هم اینست
که در برای مدتی توی زندگیم ، یه برنامه فشرده دارم که باید یه تعداد از چیزها رو
ترک کنم و یکی از آنها وبلاگ نویسی هست.
واسه همین یه مطلب کوچولو از نام وبلاگهای دوستای صمیمی ام نوشتم. که
نظرتون رو به اون جلب می کنم:
***
دلداگان ! جمع ملکوتی و عاشقانه ای که نمی دانم شرایط عضو بودن برای یک
دلداده چیست ؟ و یا اینکه اصلا برای دلداده بودن چگونه باید باشم.
گاهی احساس می کنم که باید مثل یه کبوتر در آفاق باشم ، اما آیا تنها در کنج
دنیا بودن کافی است ؟ یا نه ؟ اما این را به خوبی می دانم که سرود وصال با ناله ای
از انتظار زمزمه کردن چقدر می تواند به قلبم آرامش دهد. و این را نیز به خوبی می -
دانم که خدا ... نزدیک است ، نزدیک تر از نزدیک . اما مثل یک تازه وارد زمانی که گناه
می کنم این فاصله را جز اندکی بیشتر از فاصله آسمانها و کهکشانها و اقمار
نمی دانم .آخر چرا ... خدایا چرا ...
اما من امیدی دارم برای صبح ، برای بودنی دوباره و برای بودن عشق غایبانه ،عشقی
که افلاکیان را دگرگون می کند . عشقی از درون وجود سرچشمه می گیرد و بر
اقیانوس قلب می ریزد.
زمانی که یاد شهدا می افتم ، نمی دانم اینان چگونه مجوز پرواز را گرفتند و با بالی
از اشتیاق به آسمان زیبایی ها پرواز کردند ، این همان عشق افلاکیان است.
و بگذار از تو بپرسم که آیا از گلستان لاله ها ، گلی برای خود چیده ای ؟ و یا اینکه در
مرغزار دلدادگان سفره ای از جنس چفیه گشوده ای ؟
راستی در بقچه ی راه راه سیاه و سفیدت می خواهی چه چیزی از فرش تا عرش با
خودت سوغاتی ببری ؟ کوله بارت چیست؟
و این را به یاد داشته باش که در کوچه وصال درِ جمکران
را به صدا در بیاوری و در بین الحرمین این منزلگاه سری هم باغچه بقیع آن بزنی
تا عطری از گلهای یاس و نرگس را احساس کنی که تا رسیدن منزلگه آخرت به تو آرامش
دهند. و ای یار ! یادت نرود که در این حیاط قبلی سری هم به ضامن آهو بزنی ، چرا
که قطعا او هم ضمانت خواهد شد . و در اخر سعی کن که رهسپار منزلگه آخر
نشوی مگر اینکه از ۱۴ خورشید این حیاط در کوله بارت سوغاتی ای به همراه نداشته
باشی.
و در آخر اینکه به یاد داشته باشیم که ما فرزند ایران اسلامی هستیم و آرمانمان
شهادت است . این آرمان را به صورت زیبا در سمعی بصری انقلاب نظاره گر بودیم .
و اخر اینکه در دوستانم در وبلاگ رسمی سامی یوسف که امکاناتی خوبی برای
دوستاران این خواننده خوب فراهم آوردند و در تحریریه شاهد که عاشقانه تلاش
می کنند و وبلاگ اسلام در اروپا که واقعا سزای تمجید و تشکر را دارد و همه و همه
که در این مدت نسبت به ما لطف داشتند ، بسیار متشکرم.
از همه دوستان می خواهم که در این مدت اگر حرفی زدم ، اگر جمله ای نوشتم ،
که دلشان را آزرد . من را حلال کنند.
راستی از اونجایی که نمی تونم از اینترنت دل بکنم ، بهتون سر می زنم و با
دوستانی صمیمی ام که نسبت به من لطف داشتند و دارند به طرقی دیگر نیز در
ارتباط خواهم بود .
خداوند همه شما ها را حفظ بگرداند .
برای همدیگه دعا کنیم .
خدا نگهدار

